پیام نوروزی فرنود حسنی به ایرانیان سراسر دنیا
به نام یزدان هستی بخش
در آستانهٔ طلیعهٔ سال نو و فرا رسیدن عید ملی-باستانی نوروز، هم آهنگ با فروغ و تجلّی جانفزای آفریدگار هستی در رایحه و جلوهٔ گل های پر نقش و نگار بهار طبیعت، ضمن عرض صمیمانه ترین شادباش ها به تمام هموطنان ایرانی و فارسی زبانان سراسر دنیا، از خداوند مهربان مسئلت می دارم تا از دریچه لطف و کرم لایزالش در سال آتی دل های ما را بیش از پیش به انوار قدسیه خود منور سازد و گام های ما را برای حرکت در راه رضایش استوارتر گرداند. قدرتی دهد تا بر معرفت خویش نسبت به جلال و فضل و لطف او بیافزاییم و فرصتی دهد تا جام ادراک مان را از شراب شعر و شور ازلیِ درگاهش لبریز گردانیم و عنایتی کند تا همه دست در دست هم دهیم و ایران عزیزمان را پرامیدتر و آبادتر کنیم و فال آینده اش را با دستان خود از کتاب همت و غیرت و تفکر خویشتن بگشاییم.
هم وطنان بزرگوارم، ایران ما در سالی که گذشت شاهد تحولات و اتفاقات بسیاری بود که نیک یا بد به تاریخ پیوسته و امروز فرصتی است که از آنچه گذشته درس فرا گیریم و این تجربه ها را پیشه راه آینده و آیندگان کنیم. نیک دیدم که پیام شادباش نوروز ایرانی را با ذکر نکاتی در باب اتفاق اندیشه ها عرضه دارم. که به قول سراینده نیکو سخن:"...آری به اتفاق می توان جهان گرفت".
میهن ما ایران
میهن جز یک مفهوم ذهنی و محدوده جغرافیایی مشخص و مشترک نیست. انسان به حکم طبیعت اجتماعی اش همواره تلاش داشته خود را در مجموعه های اجتماعی قرار دهد. تلاقی تفاهم عده زیادی بر سر موضوع هایی مشترک از جمله زبان, رنگ پوست, نژاد, باورهای دینی, قوم و قبیله و...زمینه ساز شکل گیری وطن بوده است. سرزمین پرشیا ( ایران ) به عنوان کانون تمدن های کهن انسانی و چهارراه ارتباطی شرق و غرب از نظر ذهنی و جغرافیایی فراتر از یک مفهوم و محدوده بوده است. کوروش بزرگ شهنشاه همیشه سرفراز این سرزمین میراثی برای ما به جای گذاشته اند که امروز مایه فخر و هویت ما شده است.
تداوم حیات نام ایران که در سراسر تاریخ بسیار مورد تعدی قرار گرفته است و هم اکنون نیز از قوم ها و زبان های مختلف در آن زندگی می کنند بس جالب و آموزنده و محل اندیشه است.
به نام مام میهن" ایران جاودان" که پایه و مایه هویت فرهنگی, تاریخی و ملی ماست پر امید و مملو از غرور و سرمستی با هم عهد می بندیم که تمام تلاش خود را برای شناخت, حفظ و گسترش فرهنگ اصیل ایرانی و افزایش اعتبار و جایگاه ایران و ایرانی درمیان مردم دنیا صرف نماییم.
زبان پارسی
زبان استوار و شکرین پارسی, نت اصلی موسیقی پر رمز و راز فرهنگ اصیل پارسی است که هر چند در طول سالیان بسیار مورد گزند و آزار غرض ورزان بد سلیقه و بی هنر قرار گرفته است. به ویژه در زمان هجوم اعراب و با گذشت زمان بخش بزرگی از این موسیقی ناب و شیوا به فراموشی سپرده شده است.
به عنوان یک ایرانی پارسی زبان, با هم پیمان می بندیم تا سرافرازانه نهایت تلاشم را برای شناخت, حفظ و گسترش زبان پارسی در سراسر دنیا انجام دهم.
اقوام ایرانی
یکی از جنیه های منحصر به فرد تمدن کهن ایران ظرفیت بالای آن در پذیرش فرهنگ های مختلف قومی بوده است. ترک، بلوچ، لر، کرد، عرب، گیلک، مازنی و... همه همه سال ها در کنار هم به سلامت و سعادت زیسته ایم. نقطه و نکته اتفاق همه ما ایران است و از هر قومی که باشیم با نام ایران است که هویت پیدا می کنیم با آگاهی از تلاش بدخواهان ملت ایران برای از بین بردن اتحاد جاودان اقوام ایرانیة پیمان می بندیم سال آینده را بیش از هر زمانی در فکر اتحاد و یکسو نگری برای اعتلای نام ایران باشیم و چون همیشه احترام یکدیگر را پاس بداریم.
فرهنگ ایرانی
سال ها ست که به هنگام گفتگو درباره دانش و فرهنگ ما را وامدار و سرفراز به دانش و فرهنگ نیاکان معرفی می کنند. اما اکنون چه؟
وجود توانمندی و بستر آماده رشد فکری و فرهنگی در میان ایرانیان بر کسی پوشیده نیست. برای دست یافتن به سطح و پویایی لازم و گریز از درجا زدن و واپس زدگی های مکرر تاریخی نباید چشم انتظار مجموعه خاصی بود در این برهه خاص تاریخی و با مطرح بودن مباحث مهمی همچون جهانی شدن باید راهبردهای مناسبی برای جهت دهی به سیر رشد و پویایی فرهنگ برگزید و هر آنکس که می تواند در این راه باری از زمین بردارد باید وارد گود شود.
با خود می اندیشیدم که چه نیک گفته است بزرگی که تکرار به عادت و عادت به فرهنگ تبدیل می شود و از این نظرگاه می توان چه بسیار ظرایف را در آنچه می گذرد و خواهد گذشت دریافت. برای بازگشت به فرهنگ اصیل و بی غش ایرانی شایسته است تا یکایک ایرانیان فارغ از سلیقه ها و نظر های شخصی عزم خود را برای توسعه دانش و فرهنگ ایرانی جزم کنند و با تکرار واقعیت های تاریخی، پاسداشت فرهنگ ملی را به یک عادت و در نهایت به فرهنگی عمومی تبدیل کنند.
امید بر آینده ایران
می دانم که سال های اخیر بر مردم ایران زمین سخت و پر مرارت گذشته است و این روزها که زمان سرور و نشاط و شادی است گرد یاس و ناامیدی بر سر شهر فرو نشسته است اما چون همیشه سخن نیک شاعر را مرور می کنیم که می فرماید:"گمان مبر که به پایان رسید کار مغان/هزار باده ناخورده در رگ تاک است هنوز!" و با امید به ایزد یکتا و اراده ملت در انتظار روزهای خوش و سرور و سروری خواهیم بود.
بازگشت به خویشتن
پس از جسارت ها و توهین های متوالی که هویت و ریشه تاریخی و جغرافیایی ایران و ایرانی را آماج خود قرار داده است، اکنون هنگام آن فرا رسیده است که به گذشته روشن خود نگاهی افکنیم و به نام ایزد یکتا و مردم رادمنش ایران زمین، یادواره سال 1386 را با نام بزرگ مرد تاریخ ایران زمین" کوروش بزرگ" مزین کنیم و فرصتی را برای کودکان و جوانان فراهم آوریم تا در سال آینده بیش ار پیش با پادشاه عدل و داد و نویسنده اولین منشور حقوق بشر آشنا شوند.
با بهترین آروزها
فرنود حسنی
پایان زمستان 85